محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1737
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
و از پس آن طليحة الكذّاب برخاست و از پس وفات پيغامبر عليه السّلم كار او قوى گشت ، و خلقى بر او گرد آمدند ، و دعوى پيغامبرى كرد ، و امير المؤمنين ابو بكر رضى اللَّه عنه خالد بن وليد را بفرستاد تا با او حرب كرد ، و او بهزيمت برفت و از گوشهاى بدر شد ، و بعد از آن توبت كرد ، و به حج رفت و آن جايگاه مجاور گشت تا از دنيا برفت . و از پس آن مسيلمة الكذّاب برخاست و هم دعوى پيغامبرى كرد ، و امير المؤمنين ابو بكر رضى اللَّه عنه خالد را و عكرمه را بفرستاد تا با او حرب كردند ، و او نيز بگريخت ، و او را اندر نيافتند ، و او را نيز بيمامه بكشتند . و اين مسيلمه را باغى بود و آن را حديقة الرّحمن نام كرده بود و خويشتن را رحمن اليمامه نام كرده بود . و پس وحشى او را بر در آن باغ اندر يافت و بر آن در باغ او را بكشت ، و سپاه او با سپاه خالد جنگ همى كرد ، و خلقى بسيار از سپاه مسيلمه كشته شدند ، و باقى جمله بگريختند ، « 1 » و هيچ كس نمىدانست كه مسيله كشته شده است . پس خالد اندر ميان كشتگان مىگرديد و مسيلمه را ديد كشته آنجايگاه افتاده ، و گفت كه : اين را كى كشت ؟ وحشى گفت كه : او را من كشتم . و خالد از آن شاد شد ، و گفت كه : احسنت اى وحشى ، اگر در جاهلى كارى بد بكردى كه حمزه را بكشتى در مسلمانى اين كارى نيك بكردى كه مسيلمه را كشتى .
--> ( 1 ) وحشى بكشت ، آن غلام حبشى كه پيغامبر را عليه السّلم ازو غم آمدى از جهت آنكه حمزه را او كشته بود . و اين مسيلمه بدان باغ اندر بود ناگاه بيرون آمد خواست كه سوى آن حصار خويش برود ، وحشى آنجا بود با حربه ايستاده ، بشناخت كه او كيست . او را يكى حربه بزد و از شكمش بيرون آورد . پس حرب همى كردند تا از آن سپاه مسيلمه بيشتر كشته شدند و ديگر هزيمت شدند . ( صو )